محمّدرضا ممتازواحد ـ11

از اين منظر است كه نمايش تعزيه در رده نمايش‌هاي آييني قرار مي‌گيرد. در حقيقت همه شركت‌كنندگان،اعم از بازيگران تعزيه و مخاطبان،در پي كشف و تثبيت و يا تحليل يك مسأله اجتماعي، سياسي و يا اقتصادي نيستند، بلكه همگي تلاش مي‌كنند كه يك واقعيت شناخته شده و ملموس را بازخواني کرده و همدردي و همراهي خود را با آن اعلام كنند.

صادق همايوني در اين خصوص نوشته است: «اجراي نقش هاي تعزيه، كار همه كس نيست؛ زيرا پيش از هر چيز، خواننده تعزيه بايد وي‍ژگي هايي داشته باشد كه شامل اجراكنندگان نمايش ها، حتي نمايش هاي مذهبي نيست. داشتن اندام و سيماي متناسب، پايبند بودن به تقوا و شعائر مذهبي، به دور بودن از اشتهار به فساد و از همه برتر، داشتن صداي بلند و رسا و دلنشين براي هر نقشي از آن جمله است.

ابزاري كه به كار مي روند، معين و مشخص و شناخته اند، كه گاه صورت واقعي دارند نظير شمشير، سپر، اسب، طبل و علم؛ و گاه صورت سمبولي دارند، مانند شاخه درخت نمود جنگل يا نخل؛ وگاه صرفاً جنبه تخيلي دارند مانند آناني كه به چهره خود پارچه رنگي بسيار نازكي مي افكنند به عنوان فرشته يا جن. محل تعزيه خواني نيز بايد پاك و دور از آلودگي ها باشد. حسينيه يا تكيه يا مسجد و يا ميدان هايي كه محل اجتماع مردم در ايام و روزهاي خاص مذهبي يا ملي است، در آن شمارند.

لباس ها نيز هر چند گوناگون مي نمايند ولي همگي از يك طرح اصولي و كلي و پذيرفته شده پيروي مي كنند. لباس مشكي حرم و اهل بيت، عمامه يا عباي سبز براي انبياخوانان، لباس خاكي يا زرد براي قاصد، لباس سرخ براي اشقياخوانان و بهره جويي آنان از لباس هاي رنگي و زربفت و زيبا و آلات و ادوات گرانقيمت نظير شمشير يا ظرف آبخوري و غيره از آن جمله است و اينان بايد از استعداد و خلاقيت هنري كه براي ايفاي نقش ضروري مي نمايد نيز بي بهره نباشند و بتوانند از خود ضمن تعزيه خواني، جلوه هايي از هنر نمايشي عرضه بدارند. مسأله اي كه كم و بيش در اين ايام كه تعريه احيا شده، رو به فراموشي و بي توجهي است و تقليد از حركات بعضي از هنرپيشگان به هنگام تعزيه خواني به نحو بارزي به چشم مي خورد، كه بايد از آن احراز نمود و سنت ديرينه را رها نكرد و آن چنان كه هست مورد نظر و اجرا قرار داد.»

(برگرفته از مقاله «بافت ساختاري تعزيه»،صادق همايوني، فصل نامه فرهنگ مردم،سال هفتم، پاييز و زمستان 87)

تعزيه و فرهنگ مردم

تهران،‌ اصفهان، قزوين، ساوه و زرند از كانون‌هاي اصلي تعزيه و تعزيه‌گرداني بوده و آيين‌هاي قديم اين مراسم را بايد در اين مراكز جستجو كرد. ولي در كندوكاو و بررسي اين نمايش آييني نبايد فقط به اين شهرها بسنده كرد؛ زيرا با آن كه تعزيه خواني در بيشتر نقاط ايران رواج داشت، نواحي شمالي كشور به سبب آن كه مأمن سادات و شيعيان به ويژه در سده‌هاي نخست هجري بوده ، از مراكز اصلي تعزيه به شمار مي‌رفت.

به طور كلي تعزيه‌خواني در قسمت مركزي مازندران، كوهپايه‌هاي جنوبي البرز در استان‌هاي سمنان و تهران و همچنين نواحي مركزي ايران از رواج و اهميت بيشتري برخوردار بوده است. بعضي از خانواده‌ها به صورت موروثي كار تعزيه‌خواني را دنبال مي‌كردند و گاه كل يك گروه تعزيه‌خوان از اعضاي يك خانواده بودند. گاه بعضي خانواده‌ها را با عنوان تعزيه‌خوان مي‌شناختند و در مواردي نيز مردم عنوان نقشي را كه يك تعزيه‌خوان مدت ها به اجراي آن مي‌پرداخت، به دنبال نام واقعي‌اش اضافه مي‌كردند.

از آنجا كه معمولاً تماشاچيان تعزيه پس از پايان آن، مبالغي را به عنوان نذر به تعزيه‌خوانان هديه مي‌كرده‌اند، تعزيه‌خواني، به نوعي، جنبه نيمه‌حرفه‌اي پيدا كرده بود؛ هر چند كه اين كار معمولاًً حرفه اصلي كسي محسوب نمي‌شد. مرسوم بود كه تماشاچيان معتقد تعزيه به لباس‌ها يا ابزار شبيه‌هاي ائمه و اوليا تبرك بجويند؛ مثلاً مقداري از آب تشتي كه شبيه حضرت عباس (ع) دست در آن كرده بود، در ظرفي ريخته و به تبرك مي‌بردند. ساخت و فروش وسايل تعزيه نيز در ايران رايج بوده و بازارچه‌هايي بدين منظور وجود داشته است، مركز فروش اين وسايل در تهران امروز، بازارچه‌اي در جلوخان مسجد امام خميني است.

تعزيه بر ادبيات و فرهنگ عامه ايرانيان تأثير گذاشته و پاره‌اي تعريض‌ها و كنايه‌ها از اين رهگذر به زبان مردم راه يافته است؛ مثلاً «نعش تعزيه» در تعريض به بي‌هنر بيكاره‌اي كه ادعاي دخالت در امر مهمي مي‌كند؛ «فرنگي توي تعزيه» كنايه از بيگانه‌اي است در جمع يا حضوري كه توجه ديگران را برانگيزد؛ «تعزيه گرفتن» به مفهوم عده‌اي را به دور خود جمع كردن است؛ «تعزيه‌گردان» كنايه از مياندار و كار چاق كن ماجراست كه اكنون دلالت سياسي هم دارد. و «مثل ذوالجناح تعزيه» كنايه است از آنچه كه انواع اشياي زينتي را در حد افراط بر او آويخته باشند؛ «تعزيه تمام شد / تعزيه شكست» هم براي پراكندن افرادي كه بر سر مرافعه‌اي جمع شده‌اند، گفته مي‌شود.
منبع: بخش فرهنگی و هنری روزنامه اطلاعات